مسيح ذبيحى

171

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

كوه سنگ آهكى بالا رفتيم و از آنجا به درهء لركان فرود نموديم و از آنجا طى مسافت كرديم تا به ميخ‌ساز رسيديم و شب را در آنجا توقّف نموديم . دره‌ّهاى عرض راه همه وسيع و محل زراعت هستند . از كوه‌هاى معظم اطراف نهرهاى آب متعدّد جارى است كه تمام آن به زراعت مىرود . منزل نهم از ميخ‌ساز به اوز راه متدرجا بالا مىرود تا آنكه به قريب سه هزار و سيصد ذرع ارتفاع مىرسد . گردنهء ميخ‌ساز يك هزار و هشتصد ذرع ارتفاع دارد و سه ساعت تمام طول كشيد تا آنكه قاطرهاى بنه از آن كوه بالا رفتند ، با وجود آنكه راه ساخته و خوب است . در قلّهء كوه ميخ‌ساز درّهء نور و كوه دماوند و كوه / 225 / شاهزاده نمايان است . در سمت جنوب اين كوه هر چه ديده مىشود تمام كوههاى خشك بىعلف است و در سمت شمال همه كوهستان سبز و جنگل انبوه و درّه‌هاى مزروع است . درّهء نور خيلى شبيه است به درّه‌هاى اصفهان و شيراز . قريهء اوز كه ده بزرگى است قريب پانصد نفر جمعيّت دارد و آنجا زراعت بسيار مىشود . اين ده مثل ساير دهات مازندران يك امامزاده دارد . در هر ده از براى يك امامزاده يا شخص مقدّسى يك بقعه مىسازند كه يك گنبد مخروطى مرتفع دارد و روى آن را از گچ سفيد مىكنند و در بعضى جاها گنبد را حلبى مىكنند و تا زمانى كه نو و تازه است روزها كه آفتاب بر آن مىتابد تلألؤ خوبى دارد . وضع بقعه‌هاى مازندران از وضع بقعه‌هاى عراق تفاوت كلّى دارد . در عراق گنبدها مدوّر است و روى آن را كاشى نصب مىكنند . منزل دهم از اوز به بلده در اين روز پنج فرسنگ از كنار رودخانهء نور را طى كرديم . در بعضى جاها راه خيلى خراب و بد بود . در عرض راه از اوز به بلده اگر چه دهات چندانى نداشت اراضى همه جا مزروع بود . ما از وسط قريهء يوش كه ده معتبرى است عبور نموديم . مثل اين بود كه كسى در آن ده نباشد . رعاياى ده همه به جمع آورى زراعت رفته بودند . درّهء يوش خيلى كم عرض بود و دو طرف آن كوههاى سخت بلند است .